سید جعفر حسین شاه ریختونی؛ اولین مترجم منظوم قرآن کریم  به پشتو

ادبیات پشتو در قرن بیستم به تدریج تکامل یافته و چهره‌های مشهوری در شعر و نثر به شیوه‌های کلاسیک و مدرن مشارکت داشته‌اند. سید جعفر حسین شاه ریختخونی مانند امیر حمزه بابا شینواری نیز به عنوان پلی بین طبقه‌گرایی و مدرنیسم در نظر گرفته می‌شود. وی ادیب، شاعر، معلم، فارسی دان، نقاش و اولین مترجم منظوم قرآن به زبان پشتو بوده و از سلسله جلیل‌القدر سادات به‌شمار می‌رفت. در سلسله اجدادی او، نام‌هایی درخشان چون سید ابوالحسن فخر عالم بابا، سید حسن ولی و سید میرانورشاه دیده می‌شود که از عارفان نامدار پاراچنار و تیرا بودند و مزار آنان تاکنون زیارتگاه مردم آن نواحی است. نسل و نوادگان وی امروز نیز در داخل و خارج پاکستان در مشاغل و جایگاه‌های مهم اجتماعی و فرهنگی حضور دارند.

سید جعفر حسین شاه، فرزند سید میر جعفر شاه، از اهالی روستای استرزی پایین، ناحیه کوهات در ایالت خیبرپختونخوا پاکستان غربی بود. او در بیست و هشتمین روز ماه مبارک رمضان سال ۱۳۱۳ هجری قمری، برابر با ۲۰ مارس ۱۸۹۶ میلادی، در خانواده‌ای اصیل و مذهبی چشم به جهان گشود.

تحصیلات

جعفر حسین شاه در اوایل سال ۱۹۰۴ میلادی به همراه برادر بزرگ‌ترش سید علی حسین وارد مدرسه محله خادیزو شد. در آن زمان، تنها مدرسه ابتدایی بین هنگو و کوهات، همان مدرسه خادیزو بود که تا پایه پنجم آموزش می‌داد. او مدتی کوتاه در این مدرسه درس خواند و سپس با تأسیس مدرسه‌ای در روستای استرزی پایین، ادامه تحصیل خود را در همان‌جا گذراند. در آغاز، این مدرسه در مسجد روستا فعالیت داشت و پس از مدتی برای آن مکانی اجاره شد. او پایه پنجم را در این مدرسه به پایان رساند.

در سال ۱۹۰۹، پس از تکمیل دوره ابتدایی، وارد مدرسه راهنمایی بومی هنگو شد. در آن دوران تنها دو مرکز آموزشی در منطقه وجود داشت: دبیرستان کوهات و مدرسه راهنمایی بومی هنگو. او تحصیلات دوره راهنمایی را در هنگو پشت سر گذاشت و در سال ۱۹۱۲ پایه هشتم را با موفقیت به پایان رساند. سپس برای ورود به مدرسه عادی اقدام کرد، اما به دلیل پایین بودن سن در مدارک رسمی، شرایط پذیرش را نداشت. با این حال، او توانست تاریخ تولد خود را از دفتر جراح مدرسه کوهات دریافت کند و شرایط سنی را تکمیل نماید. بدین ترتیب در سال ۱۹۱۳ پس از شرکت در آزمون ورودی و قبولی در آن، به عنوان معلم مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۱۵ در آزمون کارشناسی ارشد نقاشی نیز شرکت کرد و موفق شد این مدرک را کسب نماید. او ابتدا به‌عنوان استاد نقاشی گشتی در منطقه هزاره استخدام شد و پس از یک سال و نیم به دبیرستان دولتی پیشاور منتقل گردید. بدین‌ترتیب، دوره تحصیلات رسمی و آموزشی او تکمیل شد. وی به زبان پشتو، اردو و فارسی مسلط بود.

(صفحه‌ای از هنر سید جعفر حسین شاه در طول دوره آموزشی دهلی در سال ۱۹۴۵)
(صفحه‌ای ازهنر سیدجعفرحسین شاه درطول دوره آموزشی دهلی درسال۱۹۴۵)

آموزش دینی و مطالعات فکری

سید جعفر حسین شاه در کنار تحصیلات مدرسه‌ای، اهتمام ویژه‌ای به فراگیری علوم دینی و مطالعات اسلامی داشت. او آموزش‌های مقدماتی علوم دینی را نزد پدربزرگ خود در خانه آغاز کرد و در طول دوران خدمت نیز اوقات فراغت خود را به مطالعه  کتب دینی اختصاص می‌داد. علاقه او تنها به علوم دینی محدود نماند، بلکه به فلسفه، الهیات، جغرافیا، نجوم و ستاره‌شناسی نیز توجه فراوان نشان داد. به سبب دانش گسترده‌اش در فلسفه، در منطقه به لقب «فیلسوف» شهرت یافته بود.

در فاصله سال‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳، هنگامی که در کورم ایجنسی اقامت داشت، نزد حافظ کفایت حسین صائب به مطالعه کتاب‌های مربوط به صرف و نحو و منطق عربی پرداخت. دایره مطالعات دینی او بسیار وسیع بود و شامل متون ادیان مختلف از  جمله هندوئیسم و مسیحیت، همچنین آثار متعلق به فرقه‌های گوناگون اسلامی مانند سنی‌ها، وهابی‌ها، قادیانی‌ها و اسماعیلیان می‌شد. این وسعت نظر و علاقه‌مندی او به علوم و معارف گوناگون، شخصیتش را به یکی از چهره‌های متمایز علمی و فکری  منطقه تبدیل کرده بود.

مذهب و باورهای دینی

از نظر مذهبی، سید جعفر حسین شاه ریختونی پیرو مکتب شیعه دوازده‌امامی بود و همواره در سخنان خود نیز بر این باور تأکید می‌کرد. او شیعه‌ای متعصب و سنتی نبود، بلکه با دانش و آگاهی خود این راه را برگزیده و بدان پایبند مانده بود. حقیقت و  جوهر دین را به‌خوبی درک می‌کرد و بارها تأکید می‌نمود که ایمان او به خداوند، نبوت، امامت و معاد نه از روی تقلید، بلکه بر اساس یقین و اندیشه‌ای ژرف است. او می‌گفت: «وجود خداوند یک نظریه نیست، بلکه حقیقتی بدیهی است.»

ایمان او در تمام عمر ثابت و استوار ماند. هیچ‌گاه دچار تردید نشد و هیچ چیزی را بدون دلیل و آگاهی نپذیرفت. او در انجام فرایض دینی بسیار کوشا بود؛ نمازش را چه در خانه و چه در سفر هرگز ترک نمی‌کرد و همواره با خضوع و خشوع، همراه با لحن و  آهنگی دلنشین به عبادت می‌ایستاد. افزون بر نماز، دیگر واجبات همچون روزه، خمس، زکات و حج را به‌جا می‌آورد و در انجام مستحبات نیز همت داشت.

خاندان و نسب

سید جعفر حسین شاه ریختونی از خاندان بزرگ و جلیل‌القدر سادات به‌شمار می‌رفت. در سلسله اجدادی او، نام‌هایی درخشان چون سید ابوالحسن فخر عالم بابا، سید حسن ولی و سید میرانورشاه دیده می‌شود که از عارفان نامدار پاراچنار و تیرا بودند و مزار آنان تاکنون زیارتگاه مردم آن نواحی است. نسل و نوادگان وی امروز نیز در داخل و خارج پاکستان در مشاغل و جایگاه‌های مهم اجتماعی و فرهنگی حضور دارند.

تخلص‌ها و نام‌های ادبی

ریختونی در طول حیات ادبی خود از تخلص‌ها و نام‌های گوناگونی استفاده می‌کرد. گاهی «جعفر»، «جعفر حسین شاه» و حتی «بنده» را برای معرفی خود در اشعار به کار می‌برد. در مواردی که نمی‌خواست هویتش آشکار شود، از واژه‌ی «بنده» استفاده می‌کرد.

پس از تأسیس «جرگه ادبی پشتو»، او تخلص «صادق» را نیز برگزید که در پشتو به معنای «ریختونی» است و به همین ترتیب، این نام به شهرت اصلی او تبدیل شد.

سیدجعفرحسین شاه ریختونی
            سیدجعفرحسین شاه ریختونی

خدمات اجتماعی

سید جعفر حسین شاه در عرصه خدمات اجتماعی و قومی نیز پیشگام بود. در سال ۱۹۲۱ انجمن امامیه را بنیان نهاد؛ انجمنی که به‌تدریج از روستای استرزی پایین به دیگر مناطق شیعه‌نشین خیبرپختونخوا گسترش یافت و سالیان دراز به خدمت جامعه شیعه پرداخت.

در سال ۱۹۳۱، هنگامی که به‌دستور دولت به پاراچنار اعزام شد، «انجمن شباب‌الشیعه» را پایه‌گذاری کرد که تا سال ۱۹۶۱ دوام یافت. همچنین در سال ۱۹۵۹ به‌عنوان عضو «انجمن وظیفه سادات و مؤمنین» در کراچی پذیرفته شد و نمایندگی این انجمن را در منطقه خود بر عهده گرفت.

از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به تأسیس مؤسسه «روور کریو» در سال ۱۹۳۹ اشاره کرد. او نخستین مدیر این مؤسسه بود و با سرکشی به روستاهای اطراف، برای رفع نیازهای مردم تلاش می‌کرد.

مشغله و فعالیت‌های شغلی

سید جعفر حسین شاه پس از موفقیت در امتحان عادی در سال ۱۹۱۳، نخستین بار به‌عنوان معلم در مدرسه ابتدایی شیرکوت منصوب شد. سپس به مناطق مختلفی همچون لودی‌خیل و جبه اعزام گردید، اما به دلیل نارضایتی از شرایط، استعفا داد و به پیشاور رفت. در آنجا به‌واسطه  حمایت میرزا علی‌محمد خان، بازرس مدارس ایالت مرزی شمال‌غربی، به تدریس در مدارس شهر منصوب شد.

او هم‌زمان برای آزمون کارشناسی ارشد نقاشی آماده می‌شد و در آوریل ۱۹۱۵ با موفقیت آن را پشت سر گذاشت. پس از آن به‌عنوان استاد نقاشی گشتی در منطقه هزاره منصوب گردید و در سال ۱۹۱۶ داوطلبانه به دبیرستان دولتی پیشاور پیوست. در سال ۱۹۱۸ به کوهات منتقل شد و پنج  سال بعد، در ۱۹۲۳، به دیره اسماعیل خان رفت و پنج سال نیز در آنجا خدمت کرد.

ادامه زندگی و مشاغل

سید جعفر حسین شاه ریختونی در سال ۱۹۲۸ به منطقه تانک منتقل شد و یک سال در آنجا خدمت کرد. سپس در سال ۱۹۲۹ به شهر مردان رفت. در ژوئن ۱۹۳۱ مأموریت او به پاراچنار آغاز شد و پنج سال در آن منطقه ماند. پس از آن، در سال ۱۹۳۶ به صوابی منتقل گردید و پس از دو سال اقامت در آنجا، دوباره به کوهات بازگشت و دو سال دیگر در آن شهر گذراند.

با توجه به تحصیل پسر بزرگش، میر کاظم شاه، در کالج اسلامیه پیشاور، او نیز به پیشاور منتقل شد. در سال ۱۹۴۶ فعالیت‌های خود را در مرکز آموزش کوهات آغاز کرد و تا اوت ۱۹۴۷ دو گروه از معلمان را آموزش داد. با تأسیس کشور پاکستان و تغییر نظام آموزشی، مراکز آموزش پایه در سراسر ایالت تعطیل شدند و او به شهر تل رفت. سپس در سال ۱۹۴۷ بار دیگر به پاراچنار منتقل شد.

بر اساس مقررات، او باید در ۲۰ مارس ۱۹۵۱ بازنشسته می‌شد، اما بازنشستگی او یک سال به تعویق افتاد و در نهایت در ۲۰ مارس ۱۹۵۲ از خدمت در پاراچنار بازنشسته شد. میزان حقوق بازنشستگی او ۸۵ روپیه و ۱۲ پیسه بود. پس از بازنشستگی به روستای خود بازگشت و زندگی آرام‌تری را در پیش گرفت.

خدمات ادبی

سید جعفر حسین شاه علاوه بر فعالیت‌های آموزشی و اجتماعی، در عرصه ادبیات نیز خدمات ارزشمندی داشت. در ۲۹ نوامبر ۱۹۵۷ به همت مولوی عبدالعزیز مظاهری از منطقه تورو (مردان)، جلسه‌ای تشکیل شد که به پایه‌گذاری «جرگه ادبی پشتو» انجامید. با توافق اعضای جرگه، او به‌عنوان رئیس انتخاب شد. از آن پس، هر ماه مشاعره‌ای در منطقه برگزار می‌شد که ریاست آن بر عهده او بود.

وی همچنین به دعوت رادیو پاکستان پیشاور در جلسات شعرخوانی شرکت می‌کرد و در کنار شاعران برجسته‌ای چون حمزه بابا، سمندر خان سمندر و دیگران در مشاعره‌های منطقه حضور می‌یافت. کتاب‌های ادبی او که در ادامه معرفی خواهند شد، بخش مهمی از خدمات فرهنگی و ادبی‌اش را روشن می‌سازند.

ادبیات پشتو در قرن بیستم به تدریج تکامل یافته و چهره‌های مشهوری در شعر و نثر به شیوه‌های کلاسیک و مدرن مشارکت داشته‌اند. سید جعفر حسین شاه رخونی مانند امیر حمزه خان شینواری نیز به عنوان پلی بین طبقه‌گرایی و مدرنیسم در نظر گرفته می‌شود. علاوه بر این، او نویسنده معاصر زمان مولانا عبدالقادر، سید رسول رسا، دوست محمد خان کامل مومند، همیش خلیل، ایوب صابر است و با مولانا عبدالقادر و سید رسول رسا، مدیران وقت آکادمی پشتو، ارتباط نزدیکی داشت.

سفرها و زیارت‌ها

سفر کربلا (۱۹۲۴)

سید جعفر حسین شاه در سال ۱۹۲۴ میلادی به کربلا سفر کرد. مسیر او از پشاور به کراچی و از آنجا از طریق دریا به بندر بصره در عراق بود. در هفتم ماه مه به زیارت کربلا و مزار شهدای کربلا، از جمله عون و محمد ــ فرزندان حضرت مسلم ــ مشرف شد. سپس به نجف اشرف رفت و مزار حضرت آدم، حضرت نوح، مسجد کوفه، مزار حضرت مسلم، حضرت هانی و حرم مطهر امام علی(ع) را زیارت کرد. در ۱۸ مه به سامرا رفت و بارگاه امام حسن عسکری(ع) را زیارت نمود و پس از پایان سفر، از همان مسیر به منطقه خود بازگشت.

سفر مشهد (۱۹۲۷)

در اوت ۱۹۲۷ همراه مادر و برادرش عازم سفر مشهد شد. در این سفر تلاش کرد شغلی مناسب بیابد. مدیر معارف رادیو در آغاز او را پذیرفت، اما به دلیل آن‌که از مستعمرات انگلیس بود، پذیرش او لغو شد. او همچنین در دکان‌های قالی‌فروشی و نقاشی قالی در پی شغل رفت، اما موفق نشد. سپس به تهران آمد و در آنجا نیز به دنبال کار گشت، اما نتیجه‌ای نگرفت. در تهران به زیارت حضرت شاه عبدالعظیم حسنی رفت و سپس راهی عراق شد تا دوباره به زیارت نجف، کربلا، کاظمین و سامرا مشرف شود.

سفر حجاز (۱۹۵۴)

کاروان حج در کنار اتوبوس
                                       کاروان حج در کنار اتوبوس

در روز جمعه، ۲۵ ژوئن ۱۹۵۴ (۲۳ شوال ۱۳۷۳ هجری قمری)، کاروان حج سوار بر اتوبوس شد و راهی حجاز گردید. تصویری که از این سفر به‌جا مانده، حضور کاروان حج را در کنار اتوبوسی که در پس‌زمینه دیده می‌شود، به نمایش می‌گذارد. این سفر یکی از   خاطره‌انگیزترین سفرهای مذهبی او بود که در دوران بازنشستگی انجام شد.

کاروان حج در سال ۱۹۵۴ متشکل از بیست دستگاه اتوبوس بود که یکی از آن‌ها به زائران پشتون اختصاص داشت. سید جعفر حسین شاه ریختونی در این سفر حضور داشت و خاطرات و مشاهدات خود را به‌صورت سفرنامه‌ای مفصل نگاشت. او در طول مسیر در ایستگاه‌ها و مقامات مختلف اشعاری سرود که بخشی از آن‌ها به مدح پیامبر اکرم(ص) و بخشی دیگر به شرح مظلومیت شهدای مدفون در قبرستان جنت‌البقیع اختصاص داشت.

او در یادداشت‌هایش می‌نویسد:

«کاروان ما در تاریخ ۲۸ و ۲۹ ژوئن به لاهور، ۳۰ ژوئن به ملتان، اول ژوئیه به سُکر، دوم ژوئیه به کویته، پنجم ژوئیه به دالبندین، ششم ژوئیه به نوکندی و هشتم ژوئیه به زاهدان رسید. نهم ژوئیه بار دیگر حرکت کردیم. کاروان از شهرهای قاین، گناباد و تربت  حیدریه عبور نمود و سرانجام در یازدهم ژوئیه که مصادف با دهم ذی‌القعده بود، ساعت ده شب به شهر مقدس مشهد رسید.»

در ادامه مسیر، کاروان صبح زود روز ۱۹ ژوئیه حرکت خود را از سر گرفت و از قزوین، همدان (و زیارت آرامگاه بوعلی سینا)، اسدآباد و بیستون گذر کرد و سپس به کرمانشاه، قصر شیرین و خسروی، آخرین نقطه مرزی ایران رسید. پس از عبور از خانقین، کاروان  در ۲۲ ژوئیه وارد بغداد شد و سرانجام در ۷ اوت به مکه مکرمه رسید.

سفر به چترال (۱۹۵۸)

در دوم شوال ۱۳۷۷ هجری قمری (۲۲ مه ۱۹۵۸ میلادی)، ریختونی به درخواست مسئول آموزش‌وپرورش ناحیه چترال به آن منطقه سفر کرد. حاصل این سفر نگارش کتاب ارزشمند «تاریخ چترال» بود که در آن اوضاع تاریخی و اجتماعی منطقه را به‌طور دقیق  بررسی نمود.

سفر به تیراه (اورکزئی)

ریختونی دو بار به منطقه تیراه سفر کرد. نخستین بار در ۱۸ اوت ۱۹۵۹ از روستا خارج شد و به بررسی اوضاع طایفه‌های موسی‌زای، خویدادخیل و دیگر قبایل هم‌مرز با کورم پرداخت. او مشاهدات و مطالعات خود را در کتاب «تاریخ اورکزی» ثبت کرد.

سفر به کورم (پاراچنار)

در جمعه ۱۶ صفر ۱۳۷۹ هجری قمری (۲۱ اوت ۱۹۵۹ میلادی)، ریختونی عازم منطقه کورم شد. هرچند او پیش‌تر حدود ده سال در این منطقه اقامت داشت، اما برای تألیف کتاب «تاریخ کورم» بار دیگر با نگاه یک پژوهشگر به منطقه بازگشت. او از تمامی روستاها دیدن کرد، با بزرگان محلی به گفت‌وگو نشست و اطلاعات ارزشمندی از ارباب محمد فرید خان، نماینده مجلس، گردآوری نمود. حاصل این تلاش‌ها کتابی جامع درباره تاریخ و اوضاع اجتماعی کورم بود.

سفر به مناطق آفریدی

نخستین بار در ۲۱ ژوئیه ۱۹۶۰ به منطقه آفریدی سفر کرد و تا فیروزخیل و بیزوتیو پیش رفت، اما به دلیل عدم همراهی کسی نتوانست مسیر را ادامه دهد. بار دوم در ۸ سپتامبر همان سال، به پیشاور رفت و از آنجا راهی لندی‌کوتل شد و سپس تا روستای جَم پیشروی کرد. حاصل این سفر، تألیف کتاب «تاریخ آفریدی» بود.

سفر به وادی سوات

به دعوت یوسف علی شاه، مدیر آموزش‌وپرورش ایالت سوات، در پنجم ذی‌الحجه ۱۳۷۹ هجری قمری، ریختونی عازم این منطقه شد و پانزده تا بیست روز در آنجا اقامت داشت. این سفر فرصت مطالعه بر تاریخ و فرهنگ سوات را برای او فراهم آورد.

سفر به دیر (۱۹۶۲)

به درخواست محمد اسد خان صائب، نخست‌وزیر و نماینده مجلس منطقه دیر، ریختونی در ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۲ از این منطقه بازدید کرد. حاصل این سفر نگارش کتاب «تاریخ دیر» بود که یکی از منابع مهم در شناخت گذشته آن منطقه به شمار می‌رود.

به گفته پروفسور همیش خلیل، تاریخ وفات او سال ۱۹۷۳ بوده است. او در کتاب خود «پُختانه‌لیکوال» می‌نویسد که رختونی‌ها پیرو مذهب شیعه دوازده امامی بودند و در سال ۱۹۷۳ درگذشتند. (اما این گفته درست نیست. به گفته پسر کوچکترش، سید ادریس الحسن، او در ۸ مه ۱۹۷۱ درگذشت.)

تالیفات

  1. ترجمه قرآن مجید به زبان پشتو منظوم ترجمه شده
  2. دیوانِ جعفر (کتاب شعر ایشان)
  3. احکام نماز جعفریه (همراه با عکس برای تدریس در مدارس شیعه چاپ شده بود)
  4. نظریات (جلد اول تا ششم) عقاید را بصورت شعر بیان کرده
  5. ترجمه اسرار خودی کتاب علامه محمد اقبال به شعر پشتو
  6. ترجمه رموز بیخودی کتاب علامه محمد اقبال به شعر پشتو
  7. سفرنامه حج (سفر خود همراه با اشعار در آن اورده است)
  8. ضرب المثل های زبان پشتو
  9. بنگش (تاریخ قوم بنگش)
  10. چترال (تاریخ چترال)
  11. تیراه (تاریخ اورکزئی)
  12. کورمه (تاریخ کرم)
  13. پشتو بول چال (آموزش زبان پشتو)
  14. اردو بول چال (آموزش زبان پشتو)
  15. آفریدی های منطقه تیرا (تاریخ قوم آفریدی)
  16. ریاست دیر (تاریخ دیر)
  17. تاریخ انسان (اردو)
  18. مومن (کتاب به زبان اردو درباره صفات مومن)
  19. آدم و آدمیت (انسان و انسانیت)
  20. ترجمه منظوم دیوان امام علی علیه السلام به زبان پشتو
  21. شیطان (کتاب درباره خصوصیات شیطان)
  22. ریختونی (زندگی نامه سید جعفر حسین شاه ریختونی)
  23. خواسته های انسان (کتاب به زبان اردو)
  24. الهیات (کتاب به زبان پشتو)سید جعفر حسین شاه ریختونی؛ اولین مترجم منظوم قرآن کریم  به پشتو
  25. تبرکات (این کتاب هم چند جلد است اشعار در مدح اهلبیت(ع)  نعت و منقبت و نوحه و مرثیه آن جمع آوری شده)

ترجمه قرآن کریم

یکی از بزرگ‌ترین خدمات علمی و ادبی ریختونی، اولین ترجمه منظوم قرآن کریم به زبان پشتو بود. این کار، نخستین تلاش جدی در تاریخ ادبیات پشتو به شمار می‌رود.

سید جعفر حسین در مقدمه ترجمه قرآن خود می نویسد: ترجمه از زبانی فصیح مانند عربی به زبانی محدود مانند پشتو، و سپس دشوارترین این کارها ترجمه آیات قرآن کریم و آیات کتاب وحیانی به زبانی پشتو با عقلی ضعیف و همچنین با در نظر گرفتن این نکته که ترجمه هر صفحه باید در   همان صفحه نوشته شود و همچنین ترجمه به صورت شعر باشد نه نثر. همه اینها مشکلاتی بود که با وجود آنها این کار غیرممکن نبود، اما قطعاً دشوار بود.

سید جعفر حسین شاه ریختونی؛ اولین مترجم منظوم قرآن کریم  به پشتو

با وجود این دشواری‌ها، وی توانست کار سترگی انجام دهد. نخستین تجربه‌ی او ترجمه‌ی سوره فاتحه در سال ۱۹۳۶ بود که در مدارس به جای سرودهای ملی خوانده می‌شد. سپس در ۱۹۵۶ سوره لقمان را ترجمه کرد. در ۱۹۶۱ ترجمه‌ی سوره‌های ناس و فلق را آغاز نمود و به همین ترتیب از  پایان قرآن به سمت آغاز پیش رفت.

ترجمه‌ی او به گویش محلی بنگش انجام شد و مورد تحسین شخصیت‌هایی همچون مولانا عبدالقادر، سید رسول رسا (آکادمی پشتو پیشاور)، ثاقب اکبر، و دکتر سمیع‌الدین آرمان قرار گرفت.

سیدجعفر حسین شاه ترجمه قرآن را در تمام نوشته های خود مهمتر از همه می دانست، از این رو می نویسد:

زَه ریښتون یکه اوس مړ شم ھم مړ نه یم

چې مې پریخله په دنیا کښې لوئی نشانڅه

ترجمه یعنی اگر الان بمیرم نمرده ام چون نشان بزرگی گذاشته ام. میدونی اون علامت چیه؟ ترجمه منظوم قرآن کریم است

درگذشت

به گفته پروفسور همیش خلیل، تاریخ وفات او سال ۱۹۷۳ بوده است. او در کتاب خود «پُختانه‌لیکوال» می‌نویسد که رختونی‌ها پیرو مذهب شیعه دوازده امامی بودند و در سال ۱۹۷۳ درگذشتند. (اما این گفته درست نیست. به گفته پسر کوچکترش، سید ادریس الحسن، او در ۸ مه ۱۹۷۱ درگذشت.)

منبع:

- دکتر محمد رحیم درّآنی، زندگی نامه سیدجعفرحسین ریختونی

-خورشید عالم خان رساله دکتری با عنوان خدمات علمی و ادبی سید جعفرحسین ریختونی، دانشگاه پیشاور

Nadeem Khan, et al, A Critical Study Of Pashto Poetic Translation Of The Qur'an By Syed Jaffar Hussain Shah, Journal of Positive School Psychology ,2023, Vol. 7, No. 6, 723-734

کد خبر 24883

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =